تبليغاتX
شهر آرا "یادداشت های حامد مانی فر" - شهر صاحب داره

 

روز یکشنبه 18/12/87 آقای مهندس محمدزاده رییس سازمان مسکن و شهرسازی به من گفت که فردا دوشنبه ساعت 6:30 در محل شورای شهر قزوین باشم تا با هیات رییسه شورا در مورد خیابان شهید انصاری شرقی گفتگو کنیم . به ایشان گفتم این گفتگو در مورد چیه ؟ در مورد برنامه ریزی احداث و اجرای خیابونه؟ (آخه هیات منتخب و معتمدی که اخیرا توسط  شورای شهر و شهرداری و سازمان مسکن و شهرسازی تعیین شده بودند تا برای خیابان شهید انصاری شرقی تعیین تکلیف کنند نهایتا بعد چند جلسه گفتگو تایید کرده بودند که امتداد خیابان شهید انصاری به طرف شرق ضروریه هرچند که در مورد کاربری های اطراف و خط پروژه دقیق آن اظهار نظر نکرده بودند ) ایشان گفت ، نه فکر نمیکنم ، احتمالا موضوع چیز دیگری است که فردا معلوم میشه . به ایشان گفتم اگه اینطوریه و قرار نیست برای انجام دادن کار جلسه بگذاریم پس لطفا منو معذور کنید چون فردا صبح کار مهم تری دارم یعنی باید برم ورزش ! و خلاصه ایشان راضی نشد و من هم قول دادم که برم .

سرتونو درد نیارم جلسه تقریبا سر ساعت با صحبت های آقای ظاهری ( ریاست محترم شورای اسلامی شهر قزوین ) شروع شد و کمی که ادامه دادیم متوجه شدم که بله شورای شهر و شهرداری نظر حکمیت رو قبول ندارند و معتقدند که باید بررسی های بیشتری در این مورد صورت بگیره و بعد متوجه شدم که لازمه در این رابطه مجددا یک مشاور گرفته بشه که ظرف حداکثر دو ماه ! بررسی های جامع , مانع , همه جانبه و کاملی ! رو در مورد احداث خیابون شهید انصاری شرقی انجام بده و به ما بگه که :                    " احداث این خیابون ضرورت نداره " !

خلاصه کاری به این کارها ندارم خیلی چیزها گفتیم و خیلی چیزها شنیدیم اما در بین این چیزهایی که شنیدم یک خبر، خبر بسیار خوشی بود که آقای شهردار دادند. ایشان خطاب به آقای مهندس محمد زاده ( والبته با نیم نگاهی به بنده) فرمودند که : " شهر دیگه صاحب داره و ما بعد از این  به شما اجازه نخواهیم داد که هر کاری خواستید در شهر انجام دهید ...." ایشان در پاسخ به سوال آقای محمدزاده که پرسید : "صاحب شهر کیه ؟" فرمودند که : " صاحب شهر مردم هستند و مردم شورای شهر را انتخاب کرده اند و شورا هم من را انتخاب کرده است ..."

با شنیدن این خبر در پوست خود نمیگنجیدم چرا که دیگر مطمئن شده بودم که شهر بعد از این صاحب دارد و این صاحب دیگر اجازه هرکاری را به آقای محمدزاده نخواهد داد یعنی دیگر آقای محمدزاده نمیتواند در شهر خیابان کج و مارپیچ احداث کند ، یا دیگر آشغالهای شهر را نمتواند ساعت 2 نصف شب  با سرو صدای زیاد جمع کند او دیگر نمیتواند در شهر اجازه ساخت و سازهای غیر مجاز بدهد و میدانهای اصیل و قدیمی شهر را بیخ کن کند و خلاصه همه کارها در این شهر روبراه میشود ...

آخ که چه شهری بشود این شهر با صاحب .

یعنی توفیق زندگی در این شهر را خواهم داشت؟

+ نوشته شده توسط Hamed manifar در سه شنبه بیستم اسفند 1387 و ساعت 23:14 |


Powered By
BLOGFA.COM