تبليغاتX
شهر آرا "یادداشت های حامد مانی فر"
۱-تفاوت اين دو جمله را در چه چيز ميدانيد؟

الف-راهبرد توسعه شهر

ب-توسعه راهبردي شهر

۲-شهرهاي ما بخصوص شهر قزوين نيازمند كداميك از موارد فوق ميباشد؟

+ نوشته شده توسط Hamed manifar در شنبه سی ام آذر 1387 و ساعت 1:53 |

 

مطالعات طرح CDS قزوين كه توسط وزارت مسكن وشهرسازي براي سه شهر بندر انزلي ، شاهرود و قزوين با مشاركت بانك جهاني در دست تهيه است با تشكيل هيات راهبري عملا كار خود را شروع كرد.

اين هيات كه زمينه هاي تشكيل آن طي جلسات متعدد با حضور مديران ارشد استان فراهم شده بود متشكل از جمع كثيري از كارشناسان و صاحبنظران در زمينه هاي مختلف اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي ،علوم ديني ، مديريت توسعه و ...ميباشد كه طي حكمي از سوي رييس سازمان مسكن و شهرسازي استان به عضويت دراين كميته منصوب شده اند.

اين جلسات كه با حضور شهردار ، رييس شوراي اسلامي شهر و نمايندگان مهندسان مشاورتشكيل ميشود درآذرماه سال جاري سه جلسه متوالي تشكيل داده و درمورد موضوعات مرتبط ، به بحث و بررسي پرداخته اند همچنين منتخبيين هيات نيز طي يك جلسه مشترك با مشاور در روز پنجشنبه 28 آذرماه در رابطه با مباني نظري پروژه به بحث و گفتگو پرداختند.

شهر قزوين اولين شهري است كه در سنوات گذشته نسبت  به تهيهCDS  اقدام نموده و با اختصاص اعتبارات عمراني و منابع داخلي شهرداري با مشاركت دانشگاه بين المللي امام خميني (ره) به اين كار همت گمارد اما با ورود وزارت مسكن و شهرسازي به اين امر و انعقاد قرارداد با مهندسين مشاور عملا كار تهيه طرح قبلي متوقف و ادامه كار با سيستم جديد پيگيري گرديد.          

+ نوشته شده توسط Hamed manifar در جمعه بیست و نهم آذر 1387 و ساعت 15:19 |
نمیدانم چرا  باز هم خیابانهای جدید با همان روش های قدیمی آماده سازی می شود اگر جوی سرپوشیده برای خیابان خیام خوب است (که ما هم گفتیم خوب است) پس چرا آن را در جاهای دیگر اجرا نمیکنند . الآن خیابانهای جدید منطقه ملاصدرا دوباره به همان روشهای قدیمی آماده سازی میشوند.

 بیشتر دقت کنیم...

 

+ نوشته شده توسط Hamed manifar در جمعه بیست و نهم آذر 1387 و ساعت 1:16 |

نميدونم چرا امروز وقتي براي عيد غدير به تهران رفته بودم برج ميلاد توجه فرزندانم را به خودش جلب كرد شايد به خاطر قرار گرفتن برج در دود و دم هواي تهران بود كه چهره آن را سياه كرده بود.

 به هرحال دخترم كيميا كه ده ساله است سوال كرد كه : "چرا برج سياه به نظر مياد؟ هوا كثيفه يا برج سياه شده"؟ گفتم : "نميدونم شايد هردوتاشه..." به هر حال منم از فرصت استفاده كردمو سر حرفو در مورد برج ميلاد باز كردم با اين هدف كه ببينم از ديدگاه بچه ها و كلا" از ديدگاه يك ناظرغير متخصص فرق بين برج ميلاد و برج آزادي (شهياد سابق) در چه چيزهايي ميتونه باشه و اصولا" اين دو اثردرذهن آنها چه تفاوت هايي با هم دارند و كدومشون مقبولتره؟

ديدم بچه ها (علي پانزده ساله و كيميا ده ساله) به نكات جالب توجهي اشاره كردند كه شايد خودم كمتر به اونها فكر كرده بودم .

اولين چيزي كه بچه ها به اون اشاره كردند موضوع زمان و تاريخ بود .

علي گفت: "برج آزادي سن و سالش بيشتره و امتحان خودشو در طي زمان خوب پس داده بعد از گذشت سالها مردم خوب قبولش كردن وهنوزهم مورد توجهه ولي برج ميلاد هنوز اين امتحانو پس نداده..."

كيميا گفت: "برج آزادي راحت تره يعني قشنگ تر وايستاده آدم فكر ميكنه محكمه ولي برج ميلاد اينطوري نيست..."

علي گفت: "برج ميلاد تكنيكي تره و تكنولوژي رو بيشتر نشون ميده ..."

كيميا گفت: "ولي در عوض برج آزادي يه جوري قشنگ تره  ، آدم باهاش راحت تره  ، ميشه بري كنارش وايستي ولي كناربرج ميلاد نميشه وايستاد..."

علي گفت: "برج ميلاد خودشو از همه جاي تهران نشون ميده ولي برج آزادي نه ..."

كيميا گفت: "با اين هوايي كه تهران داره نميدونم از بالاي برج ميلاد ميشه چيز خوبي ديد يا نه؟ به هرحال دوست دارم يه روز برم بالاي برج و از بالاش تهرانو ببينم ..."

علي گفت: "خيلي از راهپيمايي هاي تهران به ميدون آزادي ختم ميشه و خيلي از مراسم مثل روز ارتش و مانوورهاي نظامي در اونجا انجام ميشه ولي فكرنميكنم برج ميلاد اين قابليت رو داشته باشه اين موضوع خيلي با اهميته..."

كيميا گفت: " خوب منم به خاطر همين گفتم كه ميشه كنارش وايستي... "

علي گفت: "فكر كنم رنگ برج آزادي از رنگ برج ميلاد جالب ترباشه آخه اون روشن تره..."

اون اضافه كرد ، برج ميلادو وايستوندنش ولي برج آزادي خودش وايستاده...

خلاصه اين گفتگو حدود نيم ساعتي ادامه داشت و هركدوم از بچه ها بدون اينكه تخصصي دررشته معماري و يا ساختمان داشته باشند و بدون هيچ تجربه اي درامر نقد و بررسي ابنيه داشته باشند به موارد جالبي اشاره كردند حتي برام جالب بود كه يكيشون به كاشيكاريهاي برج آزادي هم اشاره كرد و اونو بعنوان يك نقطه قوت بيان كرد يه جورايي ميخواست بگه برج آزادي هنرمندانه تر طراحي شده ولي برج ميلاد تكنيكي تره حتي كيميا اشاره كرد كه برج آزادي محكم تر ايستاده و آدم از اينكه يه روزي خراب بشه نمي ترسه.

 

ما معماران و طراحان ساختمان بايد يادمون نره كه براي مردم طراحي ميكنيم و مردم كارهاي ما رو نقد ميكنند حتي اگر اين نقد و بررسي رو به زبون نيارند .

يادمون باشه كه تعاريفي مثل زيبايي ، پايداري ، تناسب ، تنوع و... فقط تو كتابهايي كه توسط اساتيد بزرگ نوشته ميشن نيست بلكه اونا رو همه بلدن چون تو ذاتشونه پس ميتونند درباره اش حرف بزنند .

ما وظيفه داريم كه از خودمون اثر ماندگار برجا بذاريم همونجور كه برج آزادي ماندگار شد .

راستي چرا برج آزادي ماندگار شد ؟

چرا علي رغم اينكه با تفكرقبل ازانقلاب طراحي شده ولي تمام تحركات انقلاب به اونجا ختم ميشه ؟

چرا بچه هاي نسل بعد از انقلاب هم (مثل بچه هاي من) در يك گفتگوي مقايسه اي بدون هيچ قصد و غرضي اونو مثبت و زيبا و انساني ارزيابي ميكنن؟

راز اين موفقيت در كجاست؟

براي اينكه به اين پرسشها پاسخ بدم رفتم تو اينترنت و جستجو كردم و متوجه شدم كه خود آقاي حسين امانت به اين پرسشها پاسخ داده بنابراين منم "امانت" داري كردم و بجاي اينكه از خودم فلسفه بافي كنم و بجاي حسين امانت حرف بزنم ، گزيده اي ازحرفاي خود ايشونو از روي سايت            http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=30830          نوشتم ، لطفا توجه كنيد:

 

 

س: برج آزادی  علاوه بر این که نماد شهر تهران و ایران مدرن شد، نماد انقلابی شد که در تقابل با نظام شاهنشاهی بود. چه قابلیت هایی را در این اثر می بینید که توانسته در مدت کوتاهی نماد دو موضوع متفاوت از هم باشد؟

ج: آزادی طوری طراحی شده که معطوف به حقیقت، جوهره و عمق فرهنگ ایران است. یعنی با توجه به آنچه که در طول تاریخ بر سر ایران رفته و عظمتی که در تاریخ این کشور هست، ساخته شده. درست است که این کار در زمانی انجام شد که یک وضع سیاسی دیگری در ایران حکمفرما بود، اما وقتی من آن را طراحی کردم به تمام دوره های تاریخی و به آینده ایران فکر می کردم؛ نه به آن وضع سیاسی خاص.

البته اصلا فکر نمی کردم که آزادی این طور در دل مردم ایران نفوذ کند. آزادی درست مثل بچه ای بود که شما به دنیا می آورید و نمی دانید که او در آینده چگونه خواهد شد. این بچه بزرگ می شود و زندگی مخصوص به خودش را پیدا می کند که دیگر در اختیار شما نیست. آزادی هم همین طور شد و فکر می کنم به این خاطر در دل مردم جا باز کرد که خیلی ایرانی است و جوهره فرهنگ ایران را در خود دارد.

س: این جوهره فرهنگی که بر آن تأکید دارید، چگونه در ساختمان برج متبلور شده است؟ یعنی دقیقا چه مفاهیمی را در طراحی برج به کار گرفته اید و می خواسته اید چه پیامی را از طریق آن منتقل کنید؟

ج: همان طور که گفتم این بنا به گذشته های درخشان تاریخ ایران نظر دارد؛ به دورانی که ایران در ادبیات، هنر، معماری، صنایع دستی، علوم مختلف و خیلی چیزهای دیگر سرآمد بود. من می خواستم جمع بندی خودم از اینها را در آزادی ارائه کنم تا اگر کسی از خارج می آید یا حتی مردم ایران بدانند که این اثر به کجا و به کدام فرهنگ مربوط می شود.

در این بنا، قوس اصلی وسط برج، نمادی از طاق کسری مربوط به دوره پیش از اسلام (دوره ساسانی) است و قوس بالایی که یک قوس شکسته است از دوران بعد از اسلام و نفوذ اسلام در ایران حرف می زند.

رسمی سازی هایی که بین این دو قوس را پر می کند، خیلی ایرانی است و من آن را از گنبد مساجد ایران الهام گرفته ام. اساسا تکنیک گنبد سازی در ایران خیلی جالب است و شما در هر مسجدی که می روید، یک چیز تازه ای می بینید.

در این گنبدها که نشانه نبوغ ایرانی است، معماران قدیم از قاعده مربع بنا وارد دایره گنبد شده اند و این کار را با کمک رسمی بندی ها و مقرنس کاری های بسیار زیبا انجام داده اند.

در برج آزادی هم همین کار انجام شده. هندسه بنا یک هندسه مربع مستطیل است که از روی چهار پایه خود می چرخد و ۱۶ ضلعی می شود و بالاخره به صورت یک گنبد شکل می گیرد. البته شما این گنبد را از بیرون نمی بینید، اما از داخل برج قابل مشاهده است.

دو طبقه داخل برج، یکی بالای قوس طاق اصلی و دیگری زیر گنبد است که با آسانسور به آن می رسید. این طبقه که به عنوان نمایشگاه طراحی شده با گنبدی از بتن سفید پوشیده شده. این گنبد مقرنس ایرانی را به نوع تازه ای اجرا می کند و ارتفاع آن از بام آزادی بیرون می زند و از بام دیده می شود که با کاشی های فیروزه ای معرق ایرانی پوشیده شده است.

مصرف بتن سفید در این قسمت و در سالن پذیرایی آن، در آن زمان یک کار جدیدی در ایران بود.

س: شما در زمان طراحی برج ۲۶ ساله بودید؟

ج: خیر، ۲۴ سال داشتم و تازه از دانشکده معماری دانشگاه تهران بیرون آمده بودم.

س: خب، آدم وقتی برج آزادی را با این توصیفی که شما گفتید، می بیند، متوجه می شود که این اثر حاصل درک عمیقی از سنت های تاریخی و هنر و معماری ایران در دوره های مختلف است. چطور یک جوان ۲۴ ساله به این درک رسیده بود؟

ج: من از کودکی در خانواده ای بزرگ شدم که عاشق فرهنگ ایران بود و در یک مکتب فکری پرورش پیدا کردم که می گوید زیبایی های دنیا در هر کجا که باشد، متعلق به همه دنیاست و هنرمند باید به همه این زیبایی ها مراجعه کند.

وقتی کوچک بودم، یک روز پدرم مرا به تخت جمشید برد. وقتی از پله های تخت جمشید بالا رفتم، عظمتی را دیدم که قلب من را برای همیشه از آن خودش کرد. تجربه ای بود که هیچ وقت آن را فراموش نمی کنم و فکر می کنم کارهایی که بعدا در زمینه معماری انجام دادم، بیشتر به این تجربه و حس مربوط می شود. یک مقدارش را هم شما به حساب شانس بگذارید .

س: غیر از برج آزادی برخی بناهای تاریخی تهران مثل سر در باغ ملی، شمس العماره و ساختمان موزه ملی ایران خیلی شاخص هستند و تا حدودی نمادهای شهری به حساب می آیند. اما بناهای دهه های اخیر مثل مصلای تهران، ساختمان کنفرانس سران کشورهای اسلامی یا ساختمان کتابخانه ملی نتوانسته اند این شاخصه و وجه نمادین را پیدا کنند. به نظر شما چه عناصری در این بناها مفقود است که نمی توانند نماد شهری باشند؟

ج: یک کتابخانه هدفش این است که مردم بروند آن جا و از کتاب ها استفاده کنند، همین طور بناهای دیگر هر کدام به منظور خاصی ساخته شده اند، اما همان طور که اشاره کردید، می توانند نمادین هم باشند. مانند بناهای دوره صفویه در اصفهان.

معماری دنیا در حال تحول خیلی سریع است و معماران در هر کجای دنیا به تکنولوژی و امکاناتی دست پیدا کرده اند که قدرت انتخاب زیادی به آنها می دهد.

دیگر مثل دوره صفویه نیست که فقط آجر داشتند و قوس می زدند و همواره هماهنگی در کارشان بود. بعضی از دوران ها در تاریخ دنیا مثل بهار شکفتگی هستند و در آنها گل های زیادی پرورش پیدا می کند؛ مثل رنسانس در تاریخ اروپا یا دوره سلجوقی و صفوی در تاریخ ایران.

الان وضعیت به خاطر فنون و مصالح جدید عوض شده و مدتی طول می کشد تا این پختگی پیدا شود. در چین هم همین آشفتگی ها وجود دارد. دوران آزمایش است.

من وقتی ساختمان مرکز صنایع دستی یعنی سازمان میراث فرهنگی فعلی را می ساختم، استفاده های بی مورد و عجیب و غریب از قوس ها و مقرنس ها در معماری ایران خیلی زیاد شده بود. من در آنجا با مراجعه به سنت معماری ایران یک گنبد رسمی بندی شده آجری را درست کردم تا بگویم هنوز هم می شود با تکیه بر گذشته یک کارهایی کرد. ولی این بنا نیز آن جنبه نمادین را ندارد، چون هدف دیگری داشته است.

یک وقت هایی اثر دنیای پیشرفته بر ما خیلی زیاد است و بدون این که بدانیم چه کار داریم می کنیم، به تقلید از دیگران می پردازیم. ولی به طور کلی فکر می کنم معماران ایرانی، معماران بسیار خوبی هستند. متأسفانه من کارهای اخیری را که همکارانم در ایران کرده اند، ندیده ام تا اظهار نظر کنم.

س: اگر دوباره به شما پیشنهاد دهند که یک بنای یادبود و نمادین برای تهران طراحی کنید ، یادبود چه چیزی را می سازید و چه مفاهیمی را در ساختار آن بکار می گیرید؟

ج: می دانید، یادبود مربوط است به آنچه بر یک فرد یا یک جامعه ای گذشته؛ یک چیزی است که وقتی آن را می بینید فکر می کنید چه خبر بوده است. من یک دوره با توجه به آنچه در طول تاریخ بر سر ایران رفته، کاری را انجام دادم. اما تا مأمور کار دیگری نشوم نمی توانم بگویم آن کار چیست.

باید مأمور بشوم تا مثل بچه ای که می گویند مشق بنویس، یک مدتی در شور و التهاب باشم و سختی بکشم. باید یک مقداری دعا و مناجات داشته باشم تا متمرکز شوم و از درون این تمرکز یک فکری بیرون بیاید. باید مأمور بشوم تا توکل کنم.

س: آیا این مناجات و توکل برای طراحی آزادی هم وجود داشت؟

ج: البته، البته، وقتی می خواستم این کار را انجام بدهم، دعا کردم؛ چون می دانستم که به تنهایی نمی توانم کاری بکنم. آزادی را ساختم تا بگویم ایران از دوران سخت گذشته می گذرد و به آینده ای درخشان می رسد. در این تردیدی نیست.

 

+ نوشته شده توسط Hamed manifar در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت 23:40 |

در مطلب قبلي كه تحت عنوان "كودتاي خزنده يونوليت برعليه سيماي شهري " نوشته بودم يكي از دوستان بسيار عزيزم توصيه اي بسيار ارزنده مبني بر مد نظر قرار دادن نشريه ۳۸۵ داشتند و بلافاصله پس از خواندن نظر اين عزيز از طريق سایت http://www.iransaze.com/ftopict-1952.html نشريه مذكور را مطالعه كردم ولي نه تنها منافاتي بين مفاد نشريه مذكور با مطالبي كه نگاشته بودم به نظرم نرسيد بلكه اطمينان پيدا كردم كه روش اجراي آنچه كه امروزه در ساختمان سازي ما تحت عنوان 3d panel در جداره هاي خارجي از آن استفاده مي شود با روش هاي توصيه شده و معيارهاي فني فاصله زيادي دارد چرا كه تاكنون ساختماني را در سطح شهر مشاهده نكرده ام كه از پانل هاي باربر استفاده كرده باشد بنابراين اسكلت ساختمانه بدون در نظر گرفتن تمهيدات از پيش تعيين شده براي نصب "يونوليت"        (نه 3d panel) اجرا ميشوند ودر نتيجه اتصال اين پنل ها با اسكلت ساختمان بصورت يكپارچه نيست وبا نمونه جزييات اجرايي ارايه شده در صفحه ۹۳ نشريه ياد شده نيز كاملا متفاوت و متناقض است از طرف ديگر در نشريه ۳۸۵ در خصوص جزييات اجرايي نما نيز مطلب قابل توجهي كه چاره ساز باشد ملاحظه نشد.

عزيزان به خوبي ميدانند كه تنها راه استفاده از مصالح ساختماني نظير سنگ و آجر در نماي  ساختمانهايي كه از "3d panel" براي جداره هاي خارجي خود استفاده كرده اند اتصال و نگهداشت آنها از طريق اسكلت ساختمان است و بايستي تمهيدات لازم براي نصب شاسي هاي مناسب در اسكلت لحاظ شود.

يكي از راههاي نصب سنگ پلاك در اينگونه ساختمانه روش نصب خشك (بدون ملات) ميباشد كه البته نيازمند مهارت و دقت نظر ويژه اي است و صاحب كاران امروز را كه معمولا" دقت و كيفيت را فداي سرعت و هزينه ميكنند و حوصله كافي براي اجراي چنين جزيياتي را ندارند با مشكل مواجه مينمايد بنابراين آنها ترجيح ميدهند كه ساده ترين روش ممكن يعني نصب نماي آلومينيوم را انتخاب كنند كه هم از سرعت بالاتري برخوردار است و هم در مقايسه با روش هاي پيش گفته هزينه كمتري دارد.

اين واقعيت را نيز بايد بپذيريم كه ساختمانهاي ساخته شده با "يونوليت هاي غير استاندارد" چه در سقف و چه در نما تحت هر عنواني هم سلامت فردي و هم سلامت اجتماعي را به شدت تهديد ميكنند و مطلبي را كه در اين نوشتار و نوشتار قبلي باب آن را باز كردم  اگر چاره اي براي آن انديشيده نشود حداكثر تا دو سال ديگر كاملا"به اثبات خواهد رسيد و شما در مجاورت تمام خيابانهاي شهر هيولاهاي آهني را مشاهده خواهيد كرد كه حد اكثر تا ده سال پس از احداث آثار زنگ زدگي و فرسودگي در آنها چشم هر بيننده اي را خواهد آزرد و آن موقع است كه در حسرت همين معماري بي هويت امروزي نيز خواهيم بود واين يعني "قهقراي معماري".

به ياد داشته باشيم كه معماري روح ساختمان است و يك روح لطيف از همه اتفاقات اطراف خود متاثر ميشود معماري هميشه تحت تاثيرعواملي چون فرهنگ و اقتصاد و سياست  بوده است  و برآيند تفكرات ساكنان خود را در اين زمينه ها به نمايش گذاشته است امروز نيز همينگونه است حواسمان باشد كه سياست هاي درست در دستان عده اي سودجو ويا بعضا نا آگاه  بگونه اي عمل نكنند كه اين روح لطيف آزرده شود و به ياد داشته باشيم كه جسم بي روح جسدي بيش نيست .

 

+ نوشته شده توسط Hamed manifar در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 و ساعت 20:57 |

 

سيمای شهری وابسته به ساختمانهايی است كه به صورت مجزا و جداگانه در كنار يكديگر ساخته مي شوند.عوامل متعددي در شكل گيری اين نماها موثرند كه شايد بر شمردن همه آنها كار دشواری باشد اما از مهمترين اين عوامل مي توان به دانه بندی ساختمان (ريز و درشت بودن) ، وجود طراحان كارآمد و ضوابط و مقررات ساخت و ساز اشاره كرد.

اما يكی ديگر از عوامل موثر در شكل گيری نماهای شهری استفاده از مصالح ساختمانی است بگونه ای كه گاهی در قالب فرهنگ عمومی و گاهی در قالب دستورالعمل هاي دولتی و محلی مورد استفاده قرار ميگيرند.

جداكننده های يونوليتی كه امروزه به بهانه ی اجرای مبحث ۱۹ مقررات ملی در ساختمان سازی مورد استفاده قرار ميگيرند از آنجا كه فاقد استحكام و استانداردهاي لازم ميباشند و توان تحمل بار نمای ساختمان را ندارند ، لذا سازندگان را به سمت استفاده از مصالح سبك براي نماسازی سوق مي دهند بگونه ای كه بدون استثنا تمام ساختمانهايی كه با استفاده از اين مصالح ساخته مي شوند از نماهای آلومينيومی استفاده مي كنند و چنانچه استفاده از يونوليت به همين شيوه ادامه يابد تا چند سال ديگر ساختمانهای بي هويت آلومينيومی تمام شهر را در بر خواهند گرفت و اين امر شايسته شهر تاريخی قزوين نيست.

 شهری كه ميراث سالها فرهنگ و هنر را بر دوش ميكشد نيازمند دقت نظر بيشتري از جانب مسوولين و سازندگان است تا از كودتای خزنده يونوليت برعليه ارزش های معماری شهر جلوگيری كنند.

+ نوشته شده توسط Hamed manifar در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 و ساعت 18:14 |

 بعد از اتمام مراسم محفل انس با قرآن که توسط بسیج مهندسین برگزار شده بود از مقبره چهار انبیا که خارج شدم پیاده رو خیابان پیغمبریه نظرم را به خود جلب کرد ناهمواری پیاده رو در حدی بود که پیاده روی را مشکل می کرد علی رغم اینکه نشان می داد مدت زیادی نیست که از مرمت آن می گذرد (مثلا شاید دو تا سه سال).شاید این فرسودگی به دلیل زمستان و یخبندان شدید سال گذشته باشد شاید هم هر دلیل دیگری ، به هرحال کیفیت نامطلوب مصالح بکار رفته و یا احیانا اجرای ناصحیح آن میتواند از اصلی ترین مشکلات این موضوع باشد ، هرچند که کیفیت مصالح مصرفی و نحوه اجرا ی آن بسیار مهم است ولی موضوع بحث الآن من نیست شاید بعدا در مورد آن مطالبی را نوشتم ، قصد من بیشتر توجه به موضوع پیاده و پیاده رو  است .

(دقیقآ همان چیزی که جند قدم پایین تر از مقبره چهار انبیا بدلیل مرمت گراند هتل مدتهاست مسدود شده و پیاده ها را به سمت خیابان هدایت میکند .)

به هر حال بعد از اینکه در آن محل چند قدمی راه رفتم ، برای کار دیگری به خیابان خیام (وسط) رفتم ، کیفیت مطلوب پیاده رو تشویقم کرد تا اتومبیل را در کناری پارک کنم و به همراه خانواده در پیاده رو تازه احداث خیابان قدمی بزنم ،به دور از هر مطلب حاشیه ای باید بگویم که اقدام شهرداری قزوین برای بهسازی پیاده رو های خیام و سپه کار بسیار پسندیده و جالبی است که در جهت توجه به انسان و شآن وی انجام شده است ، قصد من تحلیل جزییات این کار نیست که مثلا عرض آن کم است یا زیاد ، نقش و نگار کف زشت است یا زیبا، اختلاف سطح های ایجاد شده مناسب است یا نه ، و یا هرچیز دیگری از این قبیل ، بلکه قصد دارم به ماهیت موضوع بپردازم و اینکه اتومبیل در زندگی ما چه جایگاه تخریب کننده ای پیدا کرده است و این موجود آفریده دست انسان علی رغم همه خدماتی که به وی میدهد چگونه موجبات آزردگی او را فراهم میکند ؛ در خصوص این موضوع هم به یاری خدا بعدا به تفصیل خواهم نوشت، اما برگردیم به خیابان خیام :

در مقطع قبلی خیابان خیام شمالی در دو طرف خیابان شش ردیف جدول سیمانی وجود داشت (دو ردیف برای باغچه نواری و یک ردیف برای جوی در هرطرف خیابان) جدول هایی که هرگز از کبفیت و دوام مناسبی هم برخوردار نبوده و الزاما در مدت زمان کوتاهی نیازمند تعویض بودند ، در حال حاضر این شش ردیف به دو ردیف جدول سنگی تبدیل شده است ضمن اینکه باغچه های خطی کنار پیاده رو که هرگز نشانی از سرسبزی در آنها دیده نمی شد و عموما جایگاه زباله و ته سیگار و... بودند در عرض پیاده رو ادغام شده اند و به درختان موجود در خیابان هم فرصت بیشتری برای عرض اندام عنایت کرده اند و جوی روباز کنار خیابان که هیچ خاصیتی از آن دیده نمی شد عرض خود را به مسیر سواره هدیه کرد تا از این رهگذر هم پیاده رو و هم سواره رو نفسی بکشند و زنده شوند و این زندگی را به عابران پیاده هدیه کنند.

ایکاش کسبه محل هم دقت بیشتری در حفظ و نگهداری این کفسازی ها از خود نشان دهند ، هنوز ملات کفسازی خشک نشده بنا به دلایل مختلف حفاری های با مورد و بی مورد شروع شده و حفاظ هایی که برای جلوگیری از ورود اتومبیل به پیاده رو نصب شده بودند از محل کنده شده اند ، برخی از دستگاههای متولی خدمات زیر بنای بیز همینگونه عمل میکنند برای مثال میتوانید یک سری به محدوده پیاده روی جلوی مدرسه نوروزیان ویا اطراف کوچه ی کنار فروشگاه ارمغان بزنید تا موضوع برایتان روشن شود ، ضمن اینکه این دستگاهها هنوز برای برداشتن جعبه ها و کافوهای خود از محل قبلی ، هیچ اقدامی نکرده اند.

به هرحال از نظر من اقدام شهرداری برای تعریض و بهسازی پیاده روی خیام شمالی اقدامی بسیار ارزنده و سودمند بوده و چند ویژگی مهم به شرح زیر دارد:

1-     صرفه جویی اقتصادی در هزینه های خرید و نصب جدولهای سیمانی متعدد.

2-     صرفه جویی اقتصادی در هزینه های تعمیر و تعویض جدولها.

3-     توجه به شان عابر پیاده.

4-     تاثیر مثبت در افزایش سلامتی جامعه از طریق ایجاد زمینه های پیاده روی برای شهروندان.

5-     زیبایی و کیفیت مطلوب بصری.

6-     رونق بیشتر کسب و کار کسبه از طریق عبور عابرین.

7-     نظافت و پاکی از طریق از بین رفتن محلهای انباشت زباله.

8-     تعریض عرض سواره و کاهش ترافیک عبوری.

9-     توجه بیشتر به درختان حاشیه خیابان و امکان نگهداری بهینه آنها.

10-   امکان توقف های کوتاه مدت در پیاده رو بدون ایجاد مزاحمت برای عابرین.

در مورد پیاده رو سازی خیابان خیام وسط هم بنا به دلایل پیش گفته موافقم اما بنظر میرسد با توجه به شرایط ویژه آن نیازمند تمهیدات دیگری است که به یاری خدا در نوشته های بعدی به آن خواهم پرداخت.

 

+ نوشته شده توسط Hamed manifar در سه شنبه پنجم آذر 1387 و ساعت 11:51 |

قرار است در محل تقاطع بلوار شهيد بهشتي و بلوار مدرس شمالي يك تقاطع غير همسطح بنام "پل همبستگي" ايجاد شود چند نكته در اين رابطه بنظرم ميرسد که به عرض میرسانم هرچند که شاید تکراری بنظر برسد :

-اين پل در طرح جامع قزوين پيش بيني شده است اما مشاور طرح تجديد نظر آن را با شرايط روز و ساختار جديد شهر ضروري ندانسته و آن را توصيه نميكند.

-هيات راهبري طرح جامع هم احداث پل غير همسطح را توصيه نميكند.

-ارتقا و افزايش كارايي گره هاي ترافيكي شهر كار پسنديده اي است مشروط برآنكه از يك برنامه جامع و پيوستگي از پيش طراحي شده با ساير نقاط شهر همراه باشد اين بدان مفهوم است كه شهر نيازمند يك طرح جامع ترافيكي است تا سياست ساماندهي ترافيك شهر را تبيين كند.

-طرح جامع ترافيك حتما بايد با طرح جامع و تفصيلي شهر كه در شرايط فعلي تنها اسناد رسمي و قانوني توسعه هستند ودر تمام مراجع قضايي و رسمي كشور به آنها استناد ميشود هماهنگ و همگام باشد .

-نميدانم نام پل (همبستگي) در چه مرجعي انتخاب شده است اما ميدانم كه موضوع "نام پل" و "طراحي" شكل آن مانند موضوع "دگمه"و "كت" است نامي انتخاب شده و قرار است طرحی پياده شود كه الزاما اين نام را تداعي كند گویی در كشور ما هرگز سابقه تغيير نام وجود نداشته است و نخواهد داشت.

-با توجه به سابقه اجراي طرحهاي عمراني در سطح شهر كه از حجم و اندازه و مقياس خيلي كوچكتري هم برخوردار بوده و ماهها و سالها به طول انجاميده اند پيش بيني ميشود كه اجراي آن دست كم ۱۰ سال به طول بيانجامد كه دراين صورت مشكلات عديده اي را متوجه شهروندان خواهد نمود.

-یقینا ظرفیت و کشش بلوار شهید بهشتی و سرعت وسایل نقلیه در آن بسیار کمتر از ظرفیتهای پل یاد شده است و اجرای این پل سرعت طرح را به میزان قابل توجهی افزایش خواهد داد افزایشی که بایستی بلافاصله بعد از رسیدن به میدان شهید بابایی در غرب و یا میدان ارتش در شرق کاهش یابد بنابراین کارایی پل به زیر سوال خواهد رفت.

-اگر هم فرض کنیم که در سالهای آینده پلهای غیر همسطح بعدی در سایر نقاط این مسیر احداث شود باز هم به دلیل شریانی نبودن مسیر و ضرورت سرویس دهی و انشعاب گیری از آن برای سایر نقاط شهر این کار نمیتواند کارشناسی باشد.

-ضمن آرزوی توفیق برای مسوولین محترم امیدوارم در این رابطه دقت نظر بیشتری معمول نموده و از ظرفیتهای کارشناسی شهر استفاده بیشتری نمایند.  

 

+ نوشته شده توسط Hamed manifar در شنبه دوم آذر 1387 و ساعت 21:49 |


Powered By
BLOGFA.COM