تبليغاتX
شهر آرا "یادداشت های حامد مانی فر"
در ميان گستره اي از استخوان بندي شهر ها، در ميان انبوه دلايل رشد بي رويه شهرها، در ميان انبوه مشكلات اجتماعي شهر ها، در ميان تب و تاب هاي تب داري شهر ها دست و پا مي زنيم مي دانيم كه مشكل داريم مي دانيم ضعف داريم ولي راه حل ان را نمي دانيم كه چگونه مي بايست انها را حل كنيم شايد اين مشكل بر مي گردد به اينكه ما به جهاني متعلق هستيم كه بزرگترين مشكلش اين است كه نمي داند چگونه مي بايست راه حلي براي مشكلاتش ارائه كند.
به راستي :
علت استخوان بندي ضعيف شهرهاي امروزيمان در چيست؟
چرا شهر هايمان اين طور سرطان وار در حال رشد هستند؟
چرا با مشكلات زياد اجتماعي دست به گريبان هستيم ؟
چرا درجه تب شهر هايمان از 40 هم فرا تر رفته؟
+ نوشته شده توسط Hamed manifar در سه شنبه سوم شهریور 1388 و ساعت 22:49 |

معاون شهرسازی و معماری سازمان مسکن و شهرسازی استان قزوین گفت: نبود مجاری ارتباط مناسب مردم با مدیران شهری از مشکلات موجود درمدیریت شهری به شمار می رود.

به گزارش خبرنگار مهر در قزوین حامد مانی‌فر، عصر چهارشنبه در نخستین کارگاه راهبرد توسعه شهر قزوین که در سالن اجتماعات قائم شهرداری منطقه دو قزوین برگزار شد از اجرای برنامه سی دی اس(CITY DEVELOPMENT STERATEGY) یا برنامه استراتژی توسعه خبر داد و گفت: برنامه CDS توسط وزارت مسکن و شهرسازی و با حمایت بانک جهانی پیش‌بینی شده‌ که این اتفاق مهم در کشور ما نیز در جریان است که در کشور ما با اعلام حمایت بانک جهانی در سه شهر بندر انزلی، قزوین و شاهرود اجرا می‌ شود.

معاونت شهرسازی و معماری سازمان مسکن و شهرسازی استان قزوین یادآورشد: انتخاب این سه شهر در کشورمان با توجه به ویژگی‌ها و تهیه و اصلاح طرح جامع این شهرها صورت گرفته واجرای این برنامه کمک می‌کند تا پتانسیل درونی شهرها به خوبی رونمایی شده و در جایگاه منطقه ‌ای و تبادلات اقتصادی تأثیر بسزایی داشته باشد.

وی اعلام کرد: به هر میزان که بررسی برنامه CDS جامع و کامل باشد مشارکت‌های بیشتری را به دنبال خواهد داشت که در این رابطه می توان چشم‌ انداز مطلوبی را از وضعیت منطقه تهیه کنیم.

مانی ‌فر عنوان داشت: برنامه CDS مشارکت همگی و فراگیر را ازجانب مردم به دنبال دارد و کمک می‌ کند تا از مشارکت‌های مردمی با بسترهای اجتماعی به خوبی بهره مند شویم تا بتوانیم درهمه زمینه‌ها از پتانسیل خود به نحو مطلوب استفاده کنیم.

وی تصریح کرد: هدف از اجرای برنامه CDS رسیدن به مدیریت منسجم و یک پارچه است که می‌توان به اهداف تعیین شده رسید چرا که با یک برنامه نوین و جدید با سیستم‌های مدیریتی فرسوده یا ناکارآمد نمی‌توان موفق شد.

معاونت شهرسازی و معماری سازمان مسکن و شهرسازی استان قزوین اظهار داشت: یکی دیگر از دستاوردهای برنامه CDS رشد اقتصادی است به طوری که با برنامه CDS می‌توان قابلیت‌های مناسب را برای رشد اقتصادی شهر دنبال کرد و از این طریق ارزش افزوده در اقتصاد شهری و غنی‌سازی منابع شهری در کنار فقر زدایی و کاهش فقر را به دست آورد.

وی افزود: به نظر می‌رسد این موضوعات و مباحثی که برنامه CDS دنبال می‌کند مشارکت و به کارگیری نظرات و ایده‌های مردمی را به دنبال خواهد داشت.

مانی‌فر خاطرنشان کرد: آنچه ما در شهرها با مشکل مواجه هستیم نبود مجاری ارتباط مناسب مدیریت شهری و حاکمیت با کانون‌های اجتماعی است.

وی تأکید کرد: شورایاری و شورای محله ها برای ارتباط هرچه بیشتر مدیریت شهری با مردم شکل گرفته است تا از طریق ارتباط زمانی بسیار کوتاه با شهروندان اطلاع رسانی مطلوب را میان مدیریت شهری و شهروندان شهر صورت گیرد هر چند لازمه این ارتباط وجود ساز و کار لازم برای یک ارتباط سازمان یافته است که متاسفانه دراین زمینه دچار نقصان هستیم و مدیریت شهری برای رفع این نقصان از برنامه CDS می‌تواند به نحو مطلوب استفاده کند.

معاونت شهرسازی و معماری سازمان مسکن و شهرسازی استان قزوین عنوان داشت: در جریان ارتباط مدیریت شهری با شهروندان به یک جریان اجتماعی نیازمندیم تا بتوانیم در مقابله با رخدادهای طبیعی غیر منتظره با برنامه مناسب اقدام کنیم و با استفاده مناسب از پتانسیل شهری خدمات مناب را ارائه کنیم.

وی یادآورشد: در واقع باید از بسترهای اجتماعی برای مواقعی که با رخدادهای دور از انتظار روبرو می‌شویم، استفاده کنیم چرا که حوادث در یک لحظه اتفاق می‌افتد و ما با برنامه‌ریزی لازم می‌توانیم شرایطی را به وجود آوریم تا در رخدادهای طبیعی و غیر طبیعی آسیب کمتری ببینیم از طرفی برنامه CDS کمک می‌کند تا در پرداختن به معضلات اجتماعی با راهکارهای متناسب و برنامه‌ریزی شده شرایطی را به وجود آوریم تا پیوستگی‌های جامعه تقویت شوند.

مانی‌فر خاطرنشان ساخت: سازمان مسکن و شهرسازی استان قزوین برای برنامه‌ریزی کلان در شهرهای استان برنامه‌هایی را پیش‌بینی کرده ‌است که از آن جمله می‌توان به برنامه CDS و دستور کار 21 اشاره کرد که در قزوین درحال پیاده شدن است.

وی ادامه داد: ما امیدواریم اجرای این برنامه‌ها در مجموعه شهری قزوین بتواند پیوند مناسبی را ایجاد کند زیرا برای هرکدام از این طرح‌ها به لحاظ اهمیتی که دارند و شرایط و ویژگی‌هایی که بر آنها مترتب است هیئت‌های راهبردی تشکیل شده است و در این هیئت‌های راهبردی اختیارات لازم داده شده تا برنامه‌ها با حضور و نظر بسیاری از نخبگان تهیه و تدوین شود.

وی توضیح داد: برنامه CDS در ساختار خود گروه‌ها و مجامعی را پیش‌بینی کرده تا مشارکت مردم را در تعیین چشم ‌انداز به میزان بالایی افزایش دهد البته در این زمینه گروه‌های اجتماعی مانند گروه محیط زیست، مجمع شهری و صاحب‌نظران حضور و مشارکت دارند.

معاونت شهرسازی و معماری سازمان مسکن و شهرسازی استان قزوین عنوان داشت: ما انتظار داریم برنامه CDS بتواند به انسجام بیشتر شهر و افزایش سطح رقابت پذیری در شهرموثر باشد.

به نقل از سایت شفاف

 

+ نوشته شده توسط Hamed manifar در یکشنبه یکم شهریور 1388 و ساعت 23:19 |

بسياري  از ما  در شهرها زندگي مي كنيم  ، ولي هنگامي كه با كمي  دقت به اطراف خود نگاه مي كنيم ، در مي يابيم  شهرها تبديل  به موزه هايي  شده اند كه نازيبايي ها  را به نمايش  گذاشته اند. به هنگام طلوع آفتاب ، كوچه ها و خيابانها با دستان  زحمت كش و پركار نيروهاي خدماتي شهرداري از آلودگي ها پاك مي  شوند  و در انتهاي  روز ، تمامي  سطح كوچه و خيابانها  پر از زباله مي  شود . كمتر كوچه و خياباني را  مي توان  يافت  كه با گل و گياه و با نظمي در خور تحسين  آراسته شده باشد  ، به گونه اي كه با عبور از آن ، روح انسان تلطيف يابد. در نماي  ساختمان ها خبري از بكارگيري فضاي  سبز نيست  و بسياري از مردم  اطلاعاتي  در خصوص زيبا سازي  و طراحي  فضاي  سبز ندارند و خلاصه كلام آنكه  خبري از خلاقيت  انسان ها  براي زيبا سازي  شهر  نيست .

حال اين سوال در ذهن ما شكل مي گيرد كه  چرا كوچه ها و خيابان ها نازيبا هستند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Hamed manifar در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 0:35 |
 
به گزارش اداره روابط عمومي و امور بين الملل استانداري ،با صدور حكمي از سوي استاندار قزوين ،مهندس محمود كمالي به سمت مشاور در امور شهر داري ها منصوب شد.
 
+ نوشته شده توسط Hamed manifar در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 21:28 |

  چند سالی است که موضوع بافت فرسوده شهرها و پیدا کردن راهکارهایی برای اصلاح آنها در محافل علمی و دستگاههای اجرایی بخصوص وزارت مسکن و شهرسازی و وزارت کشور باب شده است .

برنامه چهارم توسعه هم با تاکیدات و فراهم نمودن تسهیلاتی درصدد آن است که برای این موضوع راه حل مناسبی را بیابد ، مهندسان مشاور بسیاری نیز در این راستا صلاحیت بافتهای فرسوده را از معاونت راهبردی ریاست جمهوری دریافت کرده و قراردادهای مختلفی را در این رابطه با وزارت مسکن و شهرسازی منعقد کرده و طرحهای متنوعی را نیز ارائه نموده اند اما تاکنون هیچ اقدام موثری درباره حل این معضل به اجرا نرسیده است .

    

      


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Hamed manifar در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:45 |

با پذیرش استعفای مهندس کمالی از سوی شورای شهر و انتصاب مهندس نصرتی بعنوان سرپرست شهرداری فصل نوینی در اداره امور شهر و شهرداری قزوین باز شد.

نصرتی که پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی کرده و از جایگاه کمک کارشناسی در منطقه 1 شهرداری  طی سالهای متوالی به معاونت منطقه و سپس به شهرداری منطقه و طی شش سال اخیردرسمت معاونت شهرسازی و معماری شهرداری قزوین به خدمت مشغول بود در حال حاضر یکی از معتمد ترین و کارآمدترین نیروهای شهرداری است .

شاید شناخت دقیق او از اوضاع و احوال و مسائل و مشکلات شهر از یک سو و اعتماد بدنه شهرداری به وی از عمده دلایل انتخاب نصرتی بعنوان سرپرست شهرداری توسط شورای شهر بوده باشد.

از ویژگیهای بارز نصرتی موفقیت او دربرقراری تعامل با اغلب گروهها و نهادها و ادارات موثر در اداره شهر است از این رو کمتر میتوان او را متصل و مرتبط به طیف خاصی قلمداد کرد و به همین دلیل است که در دوره های مختلف شهرداری و در زمان حضور شهرداران مختلف همواره از وجود وی در پستهای حساس شهرداری بهره گیری شده است .

 این ویژگی وی میتواند شهرداری قزوین را برای رسیدن به آرمان دست نیافتنی خود که همان مدیریت یکپارچه شهری است یاری کند و افقهای روشنی را در این رابطه ترسیم نماید .

تسلط و شناخت او از نقاط قوت ، ضعف ، فرصتها و تهدیدهای شهر و شهرداری بود که این امکان را فراهم ساخت تا بتواند در روزهای اولیه سرپرستی شهرداری در جمع خبرنگاران برنامه های کوتاه مدت شهرداری رابه درستی بیان کند و در اجرای عملی آنها کوشا باشد .

ارائه برنامه های کوتاه مدت و اجرای آنها نشانگر آن است که قصد دارد از کوچکترین فرصت بدست آمده برای خدمت رسانی به شهر استفاده کند بدون آنکه چشم داشتی به آینده این پست داشته باشد در غیر اینصورت حتما در طی این مدت بجای کارو فعالیت به رایزنی های سیاسی میپرداخت تا بتواند خود را در این جایگاه پایدار و تثبیت کند.

 به هرحال شهرو شهرداری قزوین باید این فرصت بدست آمده را مغتنم بشمارد و نهایت بهره برداری را از آن داشته باشد و امیدوارم شورای شهر نیز با درنظر گرفتن شرایط فعلی شهرداری و بحران مالی حاکم برآن بهترین تصمیم را در انتخاب شهردار آینده شهر بگیرد و فردی را دراین مسند بگمارد که توان تبدیل تهدیدها به فرصت و ضعف ها به قوت را داشته باشد ،

فردی که سیاستهای کار را بداند اما از سیاسی کاری به دور باشد.

+ نوشته شده توسط Hamed manifar در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 0:26 |

 

Iran Eshgh Group !


Iran Eshgh Group !



Iran Eshgh Group !



Iran

 Eshgh
 Group !


Iran Eshgh Group !



Iran Eshgh

 Group
 !



Iran Eshgh Group !

 
 
فکر کنم شیر بیچاره از غصه ی حامله بودن شکارش دق کرد و مرد
 
ما وقتی به اشتباهات جبران ناپذیرمون پی میبریم چی میکنیم؟
+ نوشته شده توسط Hamed manifar در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:8 |

به نام خدا

خورشید از میعادگاه نخست، باز آغاز سفر می‌کند؛ سفری که سوغاتش برای زمینی‌های منتظر، فرصت دیگری است تا محبت را در گره بین دستهاشان بکارند و دل به استقبال نیکی، آیینه بند ! ان کنند. لبخند خورشید بی‌جواب نماند وقتی سرک می‌کشد به این خانه.

دوست عزيز

اميدوارم سال 1388 سالي نيك و همراه با بهروزي برايتان باشد.

سال نو مبارك.

 

 

+ نوشته شده توسط Hamed manifar در سه شنبه چهارم فروردین 1388 و ساعت 18:1 |
سلام مهندس عزیز:
مطلب شما که حاکی از اطلاعات کافی شما از شهر بود و همچنین نکات بسیار ارزشمندی را که به آنها اشاره کرده بودید را خواندم اما همانطور که شما هم اشاره کرده اید لزوم توجه به مسایل مختلف شهر از جمله ترافیک نیازمند اجرای پروژه های متعدد و متفاوت است و عدم اجرای یک و یا چندتا از آنها موجبات ناکارآمدی دیگری را فراهم خواهد آورد . اگر پروژه کمربندی شرقی یا روگذر یا زیر گذر آن اجرا نشده دلیلی بر عدم اجرای سایر پروژه ها وجود ندارد ضمن اینکه شهید انصاری شرقی بار جدیدی را به ولیعصر تحمیل نخواهد کرد در نظر داشته باشید که در حال حاضر بیشتر بار ترافیکی جنوب به شمال از محور خیابان سپه به سبزه میدان و از آنجا به فردوسی یا نادری یا سرپل طالقانی متصل میشود که این کار درستی نیست.  آقای دکتر همدانی معاون محترم ترافیک شهرداری هم در جلسه شورا اظهار کردند که بر اساس مطالعات مشاور ترافیک احداث خیابان شهید انصاری ۰۴٪ بر روی سرعت ترافیک کل شهر تاثیر گذار است. شما حساب کنید وقتی احداث یک خیابان ۷۰۰ متری بر روی یک شبکه بیش از ۱۲۰ کیلومتری شهر یک تاثیر ۰۴/ .  درصدی دارد چگونه نمیتواند در محیط پیرامون خود تاثیر بسزا و قابل توجهی داشته باشد ضمن اینکه مشاور ترافیک یاد شده ضرورت احداث یک خیابان به موازات خیابان طالقانی را تشخیص داده و توصیه کرده است ضمنا احداث این خیابان فقط موضوعیت ترافیکی ندارد و از ابعاد شهرسازی نیز بسیار قابل توجه و توجیه است. به هر حال فعلا قصد ندارم از این طرح دفاع کنم و یا آنرا رد کنم بلکه میخواهم بگویم که بالاخره باید به یک سندی اقتدا کنیم یا نه ؟ آیا ۲ تا طرح جامع طی این سالها با صرف  وقت و توان کارشناسی و هزینه بسیار برای اثبات ضرورت خیابان شهید انصاری کافی نبوده؟ آیا نظر ۱۹ نفر از کارشناسان و خبرگان شهر که با توافق سه جانبه مسکن - شورا و شهرداری برای حکمیت در این مورد تعیین شدند کافی نبود ؟ آیا نظر ۹ نفر از کارشناسان توانمند شهر که بیش از ۹۰ جلسه برای بررسی طرح جامع وقت گذاشتند برای تایید این موضوع کافی نبود؟خوب حالا به چه دلیل بعد از اینهمه تاییدات فنی میخواهیم یک مشاور دیگر بگیریم تا مثلا ظرف دو سه ماه به ما جواب دهد؟ این مشاور توانمند کیست ؟ چقدر پول میخواهد؟ چه اطلاعات بیشتری نسبت یه اینهمه آدم که در بالا به آنها اشاره کردم از شهر دارد؟ آیا واقعا به دنبال مشاور میگردیم یا به دنبال یک همصدا؟ اگر باب این ان قلت ها را در مورد توسعه شهر باز کنیم تا ابد این باب بسته نمیشود و هیچ پروژه ی مهمی هم در شهر اجرا نخواهد شد باید به عهد و وفای خود پایبند باشیم میثاق توسعه شهر فعلا طرح جامع است تا زمانیکه قانون طرح دیگری را تعیین کند و اگر این طرح را قبول نکردیم و آنرا به حکمیت آدم های مرضی الطرفین گذاشتیم لااقل باید به پیروی از منش و روش علی (ع) هم که شده رای حکمیت را بپذیریم هرچند که نتیجه آن موافق میلمان نباشد و گرنه با از بين رفتن حس اعتماد به مسوولين سنگ روی سنگ بند نخواهد شد.
+ نوشته شده توسط Hamed manifar در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 و ساعت 11:28 |
(این مطلب را که یکی از عزیزان برایم ایمیل کرده بود به لحاظ مناسبت آن با امشب بر روی سایت گذاشتم و در مورد صحت یا عدم صحت بخشهای تاریخی آن نظری ندارم................................................ تحقیق با شما)

 

 


يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.



چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود.

مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.

مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردي من از تو ) می خوانند.


ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد.

اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند.
 


 


در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم.در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد."



"برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم."



"بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."

بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك شنبه و دوشنبه و ........ناميدن روز هاي هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه اي سامي و درآمده به زبان فارسي و در اصل "شنبد" بوده است.


"سور "در زبان و ادبيات فارسي و برخي گويش هاي ايراني به معناي "جشن"،"مهماني"و "سرخ" آمده است


مراسم چهارشنبه سوري

 

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم


بوته افروزي

در ايران رسم است كه پيش از پريدن آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي مي خوانند.

زردي من از تو ، سرخي تو از من

غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا

اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده




خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من"

هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.
در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش مي گشايند. او بدين گونه همراه خود تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود مي برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضاي خانه را از موجودات زيانكار مي پالايند و ديو پليدي و ناپاكي را از محيط زيست دور و پاك مي سازند. براي اين كه آتش آلوده نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان مي ريزند تا باد يا آب آن را با خود ببرد.

 

 

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم



مراسم كوزه شكني

مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمك به علامت شور چشمي، و يكي سكه دهشاهي به نشانه تنگدستي در كوزه اي سفالين مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پرتاب مي كند و مي گويد: «درد و بلاي خانه را ريختم به توي كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور مي كنند.



همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر ) به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد.ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد . اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت

 

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم



فال گوش نشيني

زنان و دختراني كه شوق شوهر كردن دارند، يا آرزوي زيارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نيت مي كنند و از خانه بيرون مي روند و در سر گذر يا سر چهارسو مي ايستند و گوش به صحبت رهگذران مي سپارند و به نيك و بد گفتن و تلخ و شيرين صحبتكردن رهگذران تفال مي زنند. اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجتو آرزوي خود را برآورده مي پندارند. ولي اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسيدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.

 

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم



قاشق زني

زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقي با كاسه اي مسين برمي دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه مي افتند و در برابر هفت خانه مي ايستند و بي آنكه حرفي بزنند پي در پي قاشق را بر كاسه مي زنند. صاحب خانه كه مي داند قاشق زنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل، برنج يا بنشن و يا مبلغي پول در كاسه هاي آنان مي گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زني چيزي به دست نياورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. گاه مردان به ويژه جوانان، چادري بر سر مي اندازند و براي خوشمزگي و تمسخر به قاشق زني در خانه هاي دوست و آشنا و نامزدان خود مي روند.

 

 

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم



آش چهارشنبه سوري

خانواده هايي كه بيمار يا حاجتي داشتند براي برآمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر مي كردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» يا «آش بيمار» مي پختند و آن را اندكي به بيمار مي خوراندند و بقيه را هم در ميان فقرا پخش مي كردند.

 

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم



تقسيم آجيل چهارشنبه سوري

زناني كه نذر و نيازي مي كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام «آجيل چهارشنبه سوري» از دكان رو به قبله مي خريدند و پاك مي كردند و ميان خويش و آشنا پخش مي كردند و مي خورند. به هنگام پاك كردن آجيل، قصه مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل مي كردند. امروزه، آجيل چهارشنبه سوري جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوري شده است.



گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است

پس اميدورام دوستان عزيز با خواندن اين مطالب قشنگي اين رسم را با انجام كارهاي خطرناك و استفاده از ترقه هاي خطرناك خراب نكنند

مراسم ديگري مانند توپ مروارید ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گزفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد



تحريف آيين چهارشنبه سوري

يافته هاي پزوهشي نشان مي دهد كه تمامي آيين ها و يادمان هايي كه مردم ايران در هنگامه گوناگون بر پا مي داشتند و بخشي از آنها همچنان در فرهنگ اين سرزمين پايدار شده است ، با منش ، اخلاق و خرد نياكان ما در آميخته بود و در همه آنها ، اعتقاد به پروردگار ، اميد به زندگي ، نبرد با اهريمنان و بدسگالان و مرگ پرستان ، در قالب نمادها ، نمايش ها و آيين هاي گوناگون نمايشي گنجانده شده بود .

رفتار خشونت آميز و مغاير با عرف و منش جامعه نطير آنچه كه امروزه تحت نام چهارشنبه سوري شاهد آن هستيم ، در هيچكدام از اين آيين ها ديده نمي شود .

 



بهتر است بگوييم ، كساني كه با منفجر كردن ترقه و پراكندن آتش سلامتي مردم را هدف مي گيرند ، با تن دادن به رفتاري آميخته به هرج و مرج روحي ، آيين چهارشنبه سوري را تحريف كرده اند

+ نوشته شده توسط Hamed manifar در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 و ساعت 19:3 |
هیچوقت شده یه شعری بشنوی و بعد یه دفه بزنی زیر گریه ؟ یا مثلا شده یه نفر سر یه بحث خاصی رو باز کنه و تو بخای اون بحثو تا آخرش ادامه بدی؟ فکر میکنی چرا اینجوری میشه ؟ من فکر میکنم آدم اینجور وقتا یا به یاد یه چیزای خیلی خوب میفته یا به یاد یه چیزای خیلی بد یا شایدم هر دوتاش!          

 وقتی از من دعوت شد تا در مسابقه وبلاگ نویسی شهر و شهروندی شرکت کنم بی اختیار تصمیم گرفتم در مورد دو موضوع کاملا متضاد و یا شاید هم کاملا همسان یعنی موضوع فضای سبز و موضوع زباله مطالبی رو در وبلاگم درج کنم شاید این تمایل به این دلیل بود که محله ای که در اونجا زندگی میکنم واقعا در این دوتا مورد مشکل اساسی داره و باید به بهانه ی شرکت در مسابقه به این دو موضوع خیلی مهم بپردازم و لاجرم چون عکسهایی که در اونجا قرار دادم و مطالبی که در حاشیه اونا نوشتم از دل برآمده بود بر دل هیات داوران هم نشست و برگزیده مسابقه شد.

در زیر عکسهایی رو گذاشتم و هیچ توضیح اضافه ای رو هم در مورد اونا نمیدم فقط همینو میگم که من تمام سعی و تلاش خودمو به کار بستم تا به محیط پیرامون زندگیم نظافت و زیبایی و سرسبزی رو هدیه کنم یعنی در باغچه های اطراف خونه درختکاری کردم و گل بنفشه کاشتم و هر روز هم اونا رو آبیاری میکنم تا شاداب بمونن . همچنین توی بالکن به جای رخت و لباس های شسته شده گل و گلدون گذاشتم تا  رهگذرا و همسایه ها ازش لذت ببرن اما آنچه که از محیط اطراف نصیب من شده کل زباله های کوچمونه ! واقعا چرا باید اینطور باشه ؟ چون مامورای شهرداری برای جمع آوری اونا دچار زحمت زیاد نشن و همه آشغالا رو از یه جا جمع آوری کنن ؟ واقعا مسوول این کار کیه ؟ شهرداری ؟همسایه ها ؟ یا من ؟ ابداع کننده این فکر که همه زباله های محله رو در یه جا جمع کنن کی بود ؟ آیا این مبدع خوش فکر با خودش فکر نکرد که یه جای مناسب تر پیدا کنه یا یک فضای مناسب تری رو ایجاد کنه ؟

زباله دان ملاصدرا

 بدون شرح...!

زباله دان ملاصدرا

زباله در کنار باغچه

زباله دان ملاصدرا

 

زباله دان ملاصدرا

گربه ی خوش شانس !

زباله دان ملاصدرا

بالاخرن هرکوچه ای یه یا محله ای یه نشونی برای خودش لازم داره دیگه...

زباله دان ملاصدرا

اینم نشون و علامت کوچه ی ما اطمینان داشته باشید شبا خیلی راحت پیداش میکنید!

زباله دان ملاصدرا

اینم نشون مقابلشه آخه دوقلو هستن!

زباله دان ملاصدرا

باغچمونو خوب از شیرابه ی خودشون سیراب میکنن باور ندارید زیرشو ببینید...

زباله دان ملاصدرا

این مال همین امشبه - جالبه نه؟

باور کنید عکسایی که دیدید مال ملاصدرا بود نه راه آهن یا هادی آباد.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط Hamed manifar در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 و ساعت 1:39 |
همانطور که در پست قبلی به اطلاع رساندم نتایج دومین جشنواره وبلاگ نویسی در خصوص شهر و شهروندی که به همت کمیته فرهنگ شهروندی - سازمان فرهنگی تفریحی - مرکز آفرینش های ادبی و خانه شهروند شهرداری اصفهان برگزار شده بود در روز جمعه ۲۳/۱۲/۸۷ در شهر زیبای اصفهان با حضور منتخبین مسابقه و جمعی از مسوولین شهر و استان اعلام و از برگزیدگان تقدیر به عمل آمد .

در زیر عناوین وبلاگ های برگزیده به ترتیب حروف الفبای نویسندگان آن آورده شده است :

نیما انصاری              وبلاگ فضای سبز من                (تبریز)

مهدی برادران           وبلاگ چرخه طبیعت                  (تبریز)

زهرا حرفتی             وبلاگ شهریاران                       (تهران)

ارمیا حسینی فرد     وبلاگ شهر زیست                    (مشهد)

عاطف جابری           وبلاگ حفظ محیط زیست           (بوشهر)

محمد جواد رنجبر     وبلاگ شهر و شهروند                (مشهد)

مسعود عسگری      وبلاگ شهر خوب                      (بجنورد)

حمیدرضا علیپور      وبلاگ شهر سبز                       (رشت)

حامد مانی فر          وبلاگ شهر آرا                         (قزوین)

مسعود نوری           وبلاگ بچه های بخش              (اصفهان)

عکس هایی از مراسم اهدای جوایز :

مسابقه وبلاگ نویسی

تصویری از کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان - محل برگزاری مراسم

مسابقه وبلاگ نویسی

تصویری از بنر پشت صحنه سن

مسابقه وبلاگ نویسی

مجری برگزاری همایش -آقای یزدان پرست- از مجریان شبکه سراسری صدا و سیما

مسابقه وبلاگ نویسی

آقای همایون یزدان پناه - مدیر عامل سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری اصفهان

 مسابقه وبلاگ نویسی

تصویر خودم به هنگام دریافت جایزه از دست مسوولین

مسابقه وبلاگ نویسی

تصویر جمعی از شرکت کنندگان در همایش

منتخبی از برگزیدگان مسابقه استانی کاریکاتور هم در زیر آمده است :

مسابقه وبلاگ نویسی

خانم ریحانه کریمیان - آلودگی هوای شهر و استفاده شهروندان از نی های تنفسی

مسابقه وبلاگ نویسی

خانم ریحانه السادات خاتون آبادی - ساخت و ساز برجها در حریم آثار تاریخی

مسابقه وبلاگ نویسی

خانم نگین نقیه - بدون شرح

مسابقه وبلاگ نویسی

آقای مجتبی حیدر پناه - بدون شرح

امیدوارم با ارسال این پست توانسته باشم گوشه ای از زحمات دست انرکاران را جبران کرده باشم. 

 

 

+ نوشته شده توسط Hamed manifar در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 1:26 |
چندی پیش از وبلاگ شهر آرا دعوت شد تا در دومین مسابقه وبلاگ نویسی شهر و شهروندی و شهرداری که توسط مرکز آفرینشهای ادبی قلمستان و با همکاری کمیته فرهنگ شهروندی و سازمان فرهنگی - تفریحی شهرداری اصفهان برگزار میگردد شرکت کند.  شهر آرا  نیز با ارایه دو پست در زمینه فضای سبز و بازیافت زباله در این مسابقه شرکت کرد و پس از انجام داوری های لازم نهایتا  در بین  ۴۸۰ وبلاگ شرکت کننده که بیش از ۱۸۰۰ پست ارایه کرده بودند از وبلاگ  شهر آرا  در روز جمعه مورخ ۲۳/۱۲/۸۷  بعنوان یکی از ۱۰ وبلاگ برگزیده طی یک مراسم رسمی و با حضور جمعی از مسئولین شهر و استان اصفهان در تالار کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان با اهدائ تقدیرنامه و لوح یادبود و جایزه نقدی تقدیر به عمل آمد به گفته هیات داوران موضوعاتی از قبیل قالب وبلاگ - کیفیت و گویایی تصاویر و همچنین توضیحات ارایه شده در متن  از جمله معیارهای موثر در ارزیابی بوده اند .

در این مراسم از برگزیدگان بخش کاریکاتور - داستان کوتاه و داستان کوتاه کوتاه هم به نحو شایسته تقدیر شد. این اقدام شهرداری اصفهان یکی از دهها اقدام دیگر در زمینه ترویج فرهنگ شهروندی و آشنا سازی شهروندان با حقوق شهروندی بود و جا دارد که از تمام دست اندرکاران برگزاری این مسابقه نهایت تشکر و قدردانی را داشته باشم . 

لازم به ذکر است که تمامی هزینه های شرکت در این مراسم اعم از هزینه اسکان - رفت و آمد و ... از سوی شهرداری اصفهان پرداخت گردید.

گزارش تصویری این مراسم را بزودی منتشر خواهم کرد.

+ نوشته شده توسط Hamed manifar در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 0:41 |
روز یکشنبه 18/12/87 آقای مهندس محمدزاده رییس سازمان مسکن و شهرسازی به من گفت که فردا دوشنبه ساعت 6:30 در محل شورای شهر قزوین باشم تا با هیات رییسه شورا در مورد خیابان شهید انصاری شرقی گفتگو کنیم . به ایشان گفتم این گفتگو در مورد چیه ؟ در مورد برنامه ریزی احداث و اجرای خیابونه؟ ( آخه هیات منتخب و معتمدی که اخیرا توسط  شورای شهر و شهرداری و سازمان مسکن و شهرسازی تعیین شده بودند تا برای خیابان شهید انصاری شرقی تعیین تکلیف کنند نهایتا بعد چند جلسه گفتگو تایید کرده بودند که امتداد خیابان شهید انصاری به طرف شرق ضروریه هرچند که در مورد کاربری های اطراف و خط پروژه دقیق آن اظهار نظر نکرده بودند) ایشان گفت ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Hamed manifar در سه شنبه بیستم اسفند 1387 و ساعت 23:14 |

مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه" راننده جواب داد: "واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم… آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم…!"

+ نوشته شده توسط Hamed manifar در جمعه شانزدهم اسفند 1387 و ساعت 22:10 |


Powered By
BLOGFA.COM